عاشقانه های من !

" زندگی رو میشه عاشقانه دید و پر از لحظه های عاشقانه کرد "

"20 قدم به خوشبختی "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧
 

خوشبختی :
این متن چینی خوشبختی به نام تنارتوم هست تو شاید به این چیزها اعتقاد نداشته باشی ولی این نصحیت خوبی هست. تا آخرین خطش بخوان شاید درسی تازه گرفتی!!
 

 
یکم:
به آدم ها بیشتر از اون چیزه که انتظار دارند بده و با خوشرویی انجام بده


دوم:
با یک نفر ازدواج کن که تو با اون از خودت با لذت صحبت کنی
وقتی پیر شدی این خصوصیت از همه چیز مهم تر است

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
" دست هایم "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
 


دست هایم بوی گل میداد وقتی مرا به جرم چیدن گل دستگیر و شکنجه دادن
اما چرا هیچ کس نفهمید شاید خودم گلی کاشته ام....   


 
comment نظرات ()
 
"غریبه "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
 

خیلی غریبی واسه من
از چه شبی جدا شدی؟
کدوم غروب نشونی داد
شب از کدوم جاده میای

 


از عاشقای رهگذر
نشونی منو بخوای
وقتی که حرف من نبود
کدوم صدا در تو نشست
کدوم ستاره پر کشید
تو چشمای تو نطفه بست
غریبه ای اما دلم
برای تو پر میزنه
برای پیدا کردنت
به هر شبی سر میزنه
ای غریبه خوش اومدی
به جشن ساده ی تنم
بیا که من به گریه هام
یه رنگ تازه میزنم


 
comment نظرات ()
 
" انتظار"
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()
 
" بیماری های اینترنتی "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
 




• خودگردی یا Ego-Surfing: نوعی بیماری که مبتلایان به آن، به طور مرتب، نام خود را در اینترنت جست‌وجو می‌کنند. این بیماری در میان روشنفکران و روزنامه‌نگاران و بلاگرها شیوع بیشتری دارد. مشاهدات بالینی نشان می‌دهد که مبتلایان به این بیماری، در اینترنت به طور دائم به دنبال اسم خودشان می‌گردند. برایشان خیلی مهم است که چند نفر و از کجا به وبلاگ یا سایتشان لینک داده‌اند. به طور مرتب شمارنده سایتشان را چک می‌کنند و نمودار تعداد بازدیدکنندگان، آنها دچار اضطراب می‌کند.

 

• بلاگ‌افشایی یا Blog Streaking: خود افشاگری در وبلاگ مساله دیگری است که محققان آن را یک بیماری می‌دانند. گروهی از مردم رازها و اسراری را که معمولاً شخصی و خصوصی قلمداد می‌شود روی وبلاگ‌هایشان افشا می‌کنند که دامنه‌اش از عکس‌ها تا روابط خصوصی کشیده می‌شود.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
" ابلهانه ترین "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳۸٧
 


ابلهانه ترین سوالات کاربران کامپیوتر در انگلیس

 

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد.

برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند.

لیست سوالات به شرح زیر است:


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
" فقط شکم "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧
 

 سالگرد ازدواج
١) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
٢) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

.......


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
" تست فضولی "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 


تستی برای سنجش فضولی!!

 

این تست شامل 10 سوال کوتاه می باشد

لطفآ سوالات را بدقت بخوانید و امتیاز هر پاسخ را یاداشت کنید . بعد به ادامه مطلب رفته و ببینید چه امتیازی آوردید .

سوالات :


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
" نگذار اینجا بمانم "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 

نگذار اینجا بمانم
امشب دلم میخواهد به کسی بگویم" دوستت دارم."تو نهراس و آنکس باش.
بگذار با هر آنچه در توان دارم همین امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم.بگذار برایت نقش آن دلباخته ای را بازی کنم که لحظه ای دور از محبوب خویش زندگی را نمیتواند.
بگذار همچون معشوقی که برای وصال معشوقش جان میدهد برایت جان دهم.بگذار
 همین امشب پیش پایت زانو بزنم و تو را ستایش کنم.بگذار در تاریکی به تو لبخند بزنم.
نگذار زمان از دستم برود و تو را درنیابم.میخواهم بیندیشی که همین امشب غیر از من کسی دیوانه تو نیست هرچند که جاهلانه فکری باشد.
کمی بیشتر با من و همین امشب بگذار خیال کنم که جز تو کسی نیست.همین یک امشب را بگذار نقش بازی کنم.
نقش حقیقت را.همان که دور از تو بارها روبه روی آینه تمرین کرده ام
.
ای آخرین ! آینه ام اینبار تو باش

" ارکیده "


 
comment نظرات ()
 
" نکاتی مردانه "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 

نکاتی مردانه

خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته است و موارد مردانه ای را که به نظرش رسیده است و برای خانمها ممکن است مفید واقع شود به رشته تحریر در آورده است. پس لطفا بخوانید و دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره کذاری شدند سعنی هیچ کدامشان برتری نسبی به یکدیگر ندارند و سپس در صورت تمایل آراء خود را وارد نمائید:

۱ـ مردها نمیتوانند فکر کسی را بخوانند.


1- دیدن مسابقۀ فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمان جذاب و قشنگ است. اجازه بدهید همینطور بماند.


1- خرید کردن، مسابقۀ فوتبال نیست و امکان ندارد که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.


1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.


1- لطفا چیزی رو که می­خواهید، واضح بگوید. اجازه بدهید کمی روشن­تر بگویم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی­آید. لطفا اصل درخواستتان را واضح بگوئید.


1- «بله» یا «خیر» بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.


1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاری است که ما مردها انجام میدهیم. همدردی کردن وظیفۀ دوستان مونث شماست نه ما مردها.


1- سردردی که هفده ماه است که دارد شما را آزار می­دهد یک مشکل واقعی است. لطفاً با یک پزشک ملاقات کنید.


1- هر مطلبی که شش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده است الان به عنوان استدلال غیر قابل قبول است. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.


1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالاً هستید. لطفا از ما نپرسید.


1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو می­شود دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکند منظور ما برداشت دیگر بوده است.


1- شما می­توانید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدهیم یا به ما بگوئید که چطور آن را انجام بدهیم، نه هر دو. اگر شما از قبل می­دانید که چطور می­شود آن کار را بهتر انجام داد خوب خودتان دست به کار شوید.


1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر را به او یاد بدهند. ما هم همینطور.


1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو می­بینند. دقیقاً مثل ویندوز است. برای ما هلو یک میوه است، رنگ نیست. برای ما پرتغال یک میوه است رنگ نیست. ما واقعاً نمیفهمیم رنگ پوست پیازی چیست.


1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگوئید «هیچی» ما هم طوری رفتار می­کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. ما می­دانیم که شما دروغ می­گوید اما فقط ارزشش را ندارد که آدم سرش را به خاطرآن درد بیاورد.


1- وقتی ما دوتایی قرار است جائی برویم، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگ است … این را واقعاً می­گویم .


1- شما به اندازۀ کافی لباس دارید.


1- شما کفش، زیادی هم دارید.


1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرم خوب.


1- ممنونم که این را خوندید. آره می­دانم امشب باید در آشپزخانه بخوابم. ولی این را می­دانستید برای ما مردها اصلاً مهم نیست. فکر می­کنیم رفتیم کمپینگ.

" ارکیده "


 
comment نظرات ()
 
" چه جوری "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 

شما بگید چه جوری میشه آدما رو شناخت؟؟؟؟؟؟


 
comment نظرات ()
 
" روزگار نا مراد "
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 

عجب روزگاری شده !
آدما حتی اون کسی که فکر میکنی از همه بهت نزدیک ترهستن
درست لحظه هایی که احتیاج به همدلی ودلسوزی و
همفکری اونا داری یه حرفایی روبه خوردت میدن
که چند روز هضمش طول میکشه!
 من گاهی فکر میکنم شاید از اولشم در مورد این آدما
 اشتباه فکر کردم هم با دلم هم با عقلم......

" ارکیده "


 
comment نظرات ()
 
مینویسم از تو
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
 


مینویسم از تو
از شادی ترین
از تازه ترین نغمه عشق
سر سبز ترین منظره ها را نزد تو پیدا کردم

و تو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا شاهد غصه اندوهم بود
به تو می اندیشم به تو می بالم
از تو میگیرد هرچه انگیزه درونم دارد
روزها می گذرد ...
عشق ما رو به خدایی شدن است
رو به برتر شدن از هر حسی که در این عالم خاکی پیداست
دوستت می دارم
از همین نقطه خاکی تا عرش
دوستت می دارم

از زمین تا به خدا

ارکیده سبز!قلب


 
comment نظرات ()
 
امان از حرف مردم!
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
 


وقتی گریه کردیم گفتند بچه ای

وقتی خندیدیم گفتند دیونه ای

وقتی جدی بودیم گفتند مغروری

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش

وقتی سنگین بودیم گفتن افسرده ای

وقتی حرف زدیم گفتند پر حرفی

وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقی

وقتی وبلاگ نوشتیم گفتند بیکاری

وقتی از همه چیزو همه کس دل بریدیم گفتند آویزوونی

جوانان عزیز لطف کنید بمیرید تا ملت دیگه چیزی نفرمایند هر چند واسه مردنمون هم حرف در میارن ..............
.....( شوخی بود  جنبه داشته باشید جوانان عزیز )


 
comment نظرات ()
 
تولد !
نویسنده : ارکیده سبز - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
 
سلام
 غریبه های آشنا !
من شب یلدا 27 ساله شدم...
!
راستش من تولدم رو خیلی دوست دارم و برام با ارزشه ....
 خاطر همین هم تصمیم گرفتم به خودم یه هدیه بدم
بعد از کلی فکر به این نتیجه رسیدم که....!!!!
به به چه کادویی بهتر از یه وبلاگ.....

خلاصه همین شد که " ارکیده سبز " متولد شد....

بله...
این ارکیده سبز همانا کودک درون منه....
پس لطفا خیلی مواظبش باشید و کمکش کنید تا بزرگ بشه...!
 من به کمک شما نیاز دارم.
 متشکرم غریبه های اشنا..............! 

   


 
comment نظرات ()
 
 



Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir